وبلاگ دانش آموز شهید بهنام محمدی راد
 

سردار موسوی عضو سابق سپاه خرمشهر درحاشیه بازدید از غرفه سازمان بسیج دانش آموزی در نمایشگاه عملکرد سه ساله سازمان بسیج مستضعفین به خاطره ای از شهید بهنام محمدی اشاره کرد.

به گزارش بیست؛ سردار موسوی با مشاهده تندیس شهید بهنام محمدی راد در غرفه سازمان بسیج دانش آموزی به یاد این شهید دانش آموز، به خاطره ای از زمان مسئولیتش در تسلیحات سپاه خرمشهر در مقر سپاه پاسداران این شهر اشاره و از رشادت های این نوجوان بسیجی یاد کرد.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم آذر 1391 توسط شهید گمنام

  به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج دانش آموزی استان خوزستان یادواره ملی دانش آموز شاخص کشوری بزرگ مرد کوچک شهید بهنام محمدی راد همزمان با هفته بسیج دانش آموزی صبح روز سه شنبه با حضور سردار علی فضلی، جانشین فرمانده سازمان بسیج مستضعفین، حسین هژبری، معاون پرورشی و فرهنگی وزیر آموزش و پرورش و مسؤولان عالی رتبه استانی و با حضور 1700 دانش آموز بسیجی در مجمتع فرهنگی تفریحی امام رضا(ع) نفت اهواز برگزار شد.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دهم آبان 1391 توسط شهید گمنام

دانش آموز: بهنام محمدي


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه نهم مهر 1391 توسط شهید گمنام
مهدی رفیعی جلو آمد...چی شده بهنام؟کشتی هات غرق شدن؟

مهدی همیشه سربه سربهنام میگذاشت..اما این بار بهنام منتظربهانه ای بود تا دعوا راه بیندازد..به مهدی براق شد!

بهنام:اصلا به توچه؟چرا به صالی چپ چپ نگاه میکنی؟

صالی بهنام را به گوشه ای برد...چی شده بهنام؟

-کاکا!این مهدی رفیعی به تو چپ چپ نگاه میکرد.نکنه منظور بدی داشته باشه؟نکنه میخواد بلایی سر تو بیاره؟


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه نهم مهر 1391 توسط شهید گمنام



نصرت مظفری‌ نیا در خصوص میزان آشنایی و علاقه شهید نوجوان بهنام محمدی به شهید محمد جهان‌آرا اظهار داشت: پس از تجاوز عراق به ایران، بهنام که بچه زرنگ و باهوشی بود با شهید «محمد جهان‌آرا» همکاری می‌کرد؛ به طوری که خبرهایی را از وضعیت نیروهای عراق برای رزمنده‌ها می‌آورد.




ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه نهم مهر 1391 توسط شهید گمنام

خاطره ای از محمدرحمان نظام اسلامی


صالحی پیراهن را از تن درمی‌آورد و با سینه‌ای لخت و ستبر به دل دشمن می‌زد و وقتی دیرتر از همه به پایگاه برمی‌گشت، فکر می‌کردیم شهید شده است. یک روز جلوی مسجد اصفهانی‌ها بهنام محمدی را دیدم که سرنیزه‌ای در دست داشت و با خشم، آسفالت را می‌کند. علت را پرسیدم...


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه نهم مهر 1391 توسط شهید گمنام
«می‌خواهم یک قهرمان باشم...»

یک اسلحه به غنیمت گرفته بود. با همان اسلحه، هفت عراقی را اسیر کرده بود. احساس مالکیت می‌کرد. به او گفتند باید اسلحه را تحویل دهی. می‌گفت: به شرطی اسلحه را می‌دهم که حداقل یک نارنجک به من بدهید. پایش را هم کرده بود در یک کفش که یا این یا آن. دست آخر یک نارنجک به او دادند. یکی گفت: «دلم برای اون عراقی‌های مادر مرده می‌سوزه که گیر تو بیفتند.» بهنام خندید...
نوجوان شهید «بهنام محمدی راد» در بهمن ماه سال ۱۳۴۵در محله کوت شیخ خرمشهر به دنیا آمد، از همان دوران کودکی، با سختی‌ها و دشواری‌های زندگی آشنا و موجب شد تا برای مبارزات عالی و ارزشمند در عرصه زندگی آمادگی بیشتر به دست آورد.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه نهم مهر 1391 توسط شهید گمنام
شهید بهنام محمدی

اولین رزمنده شهید١٣ساله جنگ تحمیلی

محل تولد:شهرستان مسجدسلیمان

تاریخ تولد:١٢/١١/١٣۴۵

محل شهادت:خرمشهر براثر برخورد ترکش خمپاره به قلب

تاریخ شهادت:٢٨/٧/۵٩

محل دفن:قبل از ١٣ ابان٨٩گلزار شهدای کلگه مسجدسلیمان

             بعد از ١٣ ابان٨٩ قطعه شهدای گمنام  مسجدسلیمان
نوشته شده در تاريخ یکشنبه نهم مهر 1391 توسط شهید گمنام
طراح قالب : { معبرسايبري فندرسک}